سيد محمد باقر برقعى
3200
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ره به ظاهر برده چون از ممكن امكان على * تا مكان از لامكان پيموده ره آسان على ره على ، رهرو على ، رهبر على ، رهبان على * دوش اندر كعبه بود از امر حق مهمان على فاطمه همچون گلى بگرفته در دامان على * گل على ، سنبل على ، سوسن على ، ريحان على كار ما را مىدهد از لطف حق سامان على * واى بر ما گر نباشد يار و پشتيبان على كس على ، غمرس على ، خود بس على ، ارمان على * تا بياسايد « محيط » از وحشت توفان ، على تازيانه مىزند بر بحر بىپايان ، على * يا على ! مولى على ! آقا على ! قربان على ! چه مىكردم ؟ اگر در پردهء دل خون نمىكردم چه مىكردم ؟ * ستم بر جان خود اى دون نمىكردم چه مىكردم ؟ ز رنج خويشتن لذّت نمىبردم ، چه مىبردم ؟ * صفا با طالع وارون نمىكردم چه مىكردم ؟ درون سايه غم ، غم نمىديدم ، چه مىديدم ؟ * مدارا با دل محزون نمىكردم ، چه مىكردم ؟ لب از شكر و شكايت برنمىبستم ، چه مىبستم ؟ * سخن با ساز دل موزون نمىكردم ، چه مىكردم ؟ عنان صبر و تاب از كف نمىدادم ، چه مىدادم ؟ * ز سوز دل جگر را خون نمىكردم ، چه مىكردم ؟ همان خونى كه گر روزى نمىخوردم ، چه مىخوردم ؟ * ز راه ديدگان بيرون نمىكردم ، چه مىكردم ؟ غبار چهره را با خون نمىشستم ، چه مىشستم ؟ * به سيلى صورتى گلگون نمىكردم ، چه مىكردم ؟ از اين مردم اگر راضى نمىبودم ، چه مىبودم ؟ * رضا را با قضا مقرون نمىكردم ، چه مىكردم ؟